♥ اندیشه ناب ♥ باشگاه علمي تخصصی یوگا پرنده آزاد ♥

♥ هفت سینی از سروش و سیمرغ و سرود سیاوش ♥
و
♥ سپندی برای دفع چشم زخم از ايران ♥
عموی من زنجیرباف بود . او همه زمستان برف ها را به هم بافت و سرما را به سرما گره زد و يخ را به يخ دوخت و هي درختان را به زنجير کشید و پرنده ها را به بند و آدم ها را اسیر کرد . جهان را غل و زنجير و بند و طناب او گرفت .
ما گفتيم : اي عمو زنجیر باف! زنجيرهايت را پاره کن که زنجير ، سزاوار ديوان است ، نه آدميان که آزادی ، سرود فرشتگان است و رهايي ، آرزوی انسان . او نمی شنید ، زيرا گرفتار بندهاي خود بود و هيچ زنجیربافي نيست که خود در زنجير نباشد . فصلي گذشت و سرانجام او دانست تنها آنکه سرود رهایی ديگران را سر می دهد ، خود نيز طعم رهایی را خواهد چشید . پس زنجیرهاي خود را پاره کرد و زنجیرهای ديگران را هم و آنها را پشت کوه هاي دور انداخت . پرنده آزاد شد و درخت آزاد شد و بابا آمد ، با صدای بابونه و باران . با صداي جويبار و قناري و با خود شکوفه آورد و لبخند .
عموی زنجیرباف ، زنجیرهای پوسیده و خودِ کهنه اش را دور انداخت ، و از جهان نام تازه ای طلب کرد و از آن پس ما او را نوروز صدا کرديم .
نام مادرم ، بهار است و ما دوازده فرزنديم . خواهر بزرگم فروردین و برادر کوچکم اسفند است . پدرم بازگشته است ، پيروز و عمويم نوروز پيش ماست . و مادر به شکرانه اين شادمانی ، سفره ای می چیند و جشنی می گيرد .
اولين سین سفره ما سیبی سرخ است که مادر آن را از شاخه های دورِ آفرينش چيده است ، آن روز که از بهشت بيرون می آمد . ما آن را در سفره می گذاريم تا به ياد بياوريم که جهان با سیبی سرخ شروع شد ؛ همرنگ عشق . مادر سکه هايي را در ظرف می چیند ، سکه هايي از عهد سليمان را ، سکه هايي که به نام خدا ضرب خورده است و مي گويد : باشد که به ياد آوريم که تنها خدا پادشاه جهان است و تنها نام اوست که هرگز از سکه نمی افتد و تنها پيام آوران اويند که بر هستي حکومت می کنند و سکه آنان است که از ازل تا ابد ، رونق بازار جهان است .
مادر به جای سنبل و به جای سوسن ، گياه سیاووشان را بر سفره می گذارد ، که از خون سیاوش روئيده است . این سومين سین هفت سین ماست تا به یاد آوريم که بايد پاک بود و دلير و از آتش گذشت و بدانيم که پاکان و عاشقان را پرواي آتش نيست .
مادر می گويد : ما عاشقي می کنيم و پاکی ، آنقدر تا سوگ سیاوش را به شور سیاوش بدل کنيم و سین چهارممان ، سرود سیاوش است تا از سبزپوشان آسمان یادی کنيم و ياري بخواهیم که جهان اگر سبز است ، از سبزی آنان است و هر سبزه که هر جا می رويد از ردّ پاي فرشته ای است که پا بر خاک نهاده است .
مادر تنگ بلور را از آب جيحون پر می کند و ماهي ، بي تاب می شود . زيرا که ماهيان بوي جوي موليان را می شناسند و ما دعا می کنيم که آن ماهی از جوی موليان تا دريای بيکران ، عشق را يکريز شنا کند . مادر مي گويد : ما همه ماهيانیم ، بي تاب دريای دوست .
مادر پری از سیمرغ بر سفره می گذارد تا به يادمان بياورد که سفری هست و سیمرغي و کوه قافي و ما همه مرغانيم در پي هدهد . باشد که پست و بلند اين سفر را تاب بياوريم که هر پرنده سزاوار سیمرغ است ، مبادا که گنجشکی کنيم و زاغي و طاووسی ، که سیمرغ ما را می طلبد .
مادرم ، شاخه ای سرو بر سفره می نشاند که نشان سربلندي است و مي گويد : تعلق ، بار است . خموده و خميده تان می کند و بي تعلقي سرافرازي و سرو چنین است ، بي تعلق و سرفراز و آزاد . باشد که در خاک جهان سرو آزاد باشیم .
سین هفتم هفت سین مان ، سرمه ای است از خاک وطن که مادر آن را توتياي چشمش کرده است . ما نيز آن را بر چشم می کشیم و از توتياي این خاک است که بینا می شويم و چشممان روشن .
مادر آب مي آورد و آيينه و قرآن ، و سپند را در آتشدان می ريزد و گرداگرد اين سرزمن می چرخاند ، سپندی براي دفع چشم زخم آنکه شور و شادی و شکوه اين سرزمین را نتواند ديد .
♥ جميل بی همتا و نعيم کبریا نگهدار اين سرزمین پاک باد ♥
♥ باشگاه تخصصی یوگا پرنده آزاد ♥

parandeazadyoga

: 32559337 026
: 3637157 0912
:
:
:
: